زندگی زیباست

زندگی فرصت لمس لحظه هاست

زندگی زیباست

زندگی فرصت لمس لحظه هاست

زندگی زیباست

اگر بسیار عمر کنی ، باز هم فرصت کمی داری ...

سعی کن از تمام لحظات آن لذت ببری ...

از هر روز این زندگی درس بگیر تا اشتباهی را دوبار تکرار نکنی چون فرصت برای این کار نداری ...

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امید» ثبت شده است

فیلم دور افتاده با بازی زیبای تام هنکس


کی میدونه که جریان آب با خودش چی میاره .... پس به نفس کشیدن ادامه میدم


این دیالوگ فوق العاده را بعد از اینکه تو جزیره تلاش کرد تا خودش و دار بزنه ولی تنه درخت کنده شد گفت ، فکر کرد هنوز نباید بمیره و باید زنده بمونه که بعد از چند روز جریان آب وسیله ای را آورد که از اون تونست به عنوان بادبان استفاده کنه و از موج های اقیانوس فرار کنه .....


هیچ بن بستی نیست تو زندگی .... به فرستاده های خدا امیدوار باشید کلید قفل شما هم تو یکی از این موج ها میرسه ....


معرفی فیلم cast away

  • یکی از مردم شهر
یکی از کتاب هایی که امسال نمایشگاه خریدم ...
از روی جلدش چیزی دستگیر آدم نمیشه .... اوایل کتاب هم کمی خسته کننده است چون مباحث علمی مربوط به دید است ولی جالب بود ولی از صفحه 40 به بعد کتاب جالب می شود و به نظر ارزش مطالعه دارد

طبق عادت همیشگی در حین مطالعه با ماژیک خط کشی می کنم جاهایی که برام جالب بود و برای مرور سریع تر در آینده و جدیدا هم که این خط کشی ها را برای بچه های مجازی انتشار می دم شاید به دردشون بخوره


نام کتاب : دید سوم
انتشارات : آرون
نویسنده : مهندس زری پیرایش نیا
قیمت : 6500 تومان

معرفی کتاب دید سوم

  • وقتی ذهن انسان مشغول است ، آن فکری که ذهن انسان را درگیر نموده ، آنقدر پرانرژی و با قدرت است که مانع ورود پیام های خارجی دیگر به مغز و حافظه می شود و به دلیل نرسیدن انرژی پیام های دیگر، در مغز، پردازشی صورت نمی گیرد و انسان نمی تواند با توجه به موجود بودن تمامی عوامل موثر در دیدن از نوع اول چیزی را ببیند.
  • هر عملی که به طور عادت انجام پذیرد ، لذت اولیه از انجام آن عمل دیگر به وجود نخواهد آمد
  • شاید بتوان گفت انسان ها همیشه به دنبال آن لذتی که برای اولین بار به دست آورده اند، آن فعالیت را بارها و بارها تکرار می کنند تا به آن لذت اولیه برسند.
  • فرض کنید به یک کتابفروشی رفته اید، در میان آن همه کتاب ، ناگهان چشمتان به کتابی بر می خورد و از عنوان آن خوشتان می آید و آن را بر می دارید و نگاهی به مطالب آن می اندازید، سپس آن را می خرید و با دقت مطالعه می کنید و از خواندن آن مطالب بسیار خرسند می گردید و به دوستان می گویید که تصادفا از یک کتابفروشی ، کتابی را خریدم که بسیاری از سوالات و خواسته های ذهنی مرا پاسخ داده است. بیان آنکه شما در میان آن همه کتاب تصادفاً آن کتاب را دیده اید ، بیان صحیحی نمی باشد علت آنکه شما در میان آن همه کتاب ، آن کتاب را انتخاب کرده اید تصادف نبوده بلکه سوالات ذهنی شما دارای انرژی خاصی بوده ، که آن انرژی پرقدرت ، شما را به سوی کتابفروشی هدایت می کند که آن کتاب را داشته باشد
  • انسان چیزهایی را می بیند که می خواهد ببیند. یا اشخاصی را در جمع می پسندد و برایش جالب است که قبلا در ذهن خود به آن ها فکر کرده است
  • بعضی از افرادی که از جبهه بر می گردند، به دلیل جراحت مجبور می شوند که پاهایشان را قطع کنند. در بعضی از این افراد، می بینیم که شخص بیان می کند کف پایش می خارد، در صورتی که او دیگر کف پا ندارد پس چگونه احساس خارش را دارد؟ دلیل آن این است که اعصاب حسی کف پای او قطع نشده و توسط عاملی این عصب تحریک شده و پیام به مغز داده می شود و مغز است که بیان می کند که کف پا می خارد پس کف پا عامل خارش نیست بلکه عصب حسی که پیام را به مغز  می برد، عامل خارش است.
  • وقتی با لیزر می توانیم لکه ای را از بین ببریم و یا قسمتی را بسوزانیم پس با انرژی مغز هم می توان این عمل را انجام داد ، زیرا عمل لیزر جمع کردن انرژی در یک نقطه است، پس انسان با تمرکز می تواند همانند لیزر عمل کند و باعث از بین رفتن درد شود.
  • واقعیتی را که تجربه می کنید انعکاس انتظارهایتان است
  • در بعضی مواقع به یک مهمانی دعوت می شوید، که قبل از ورود به آنجا از لباس و ظاهر خود راضی نیستید، هنگامی که وارد آن مجلس می شوید یکی از میهمانان عیب لباس یا ظاهر شما را به خودتان گوشزد می نماید، در صورتی که ممکن است در مجلس افرادی باشند که ظاهر و لباس آنها از شما به مراتب بدتر باشد ولی آنها به چشم میهمانان نیامده و شاید زیبا هم دیده شوند، زیرا انها با رضایت از خود وارد مجلس شده اند و انرژی رضایت آنها بر روی همه تاثیر گذار بوده ولی در مقابل، انرژی ناشی از نارضایتی شما نیز بر همه اثر گذاشته و توجه آنها را بر روی عیب ظاهر یا لباس شما متمرکز نموده است.
  • لازم است بدانید ظاهر شما در اصل تفکر شماست که به چشم می آید.
  • هیچ گاه بینی شخصی درشت جلوه نمی کند مگر آنکه خود شخص آن را بزرگ ببیند. هیچ گاه هیکل شخصی بیشتر از حد بزرگ و یا خیلی لاغر جلوه نمی کند مگر خود شخص بخواهد
  • همیشه برای هر انسانی ، انرژی های منفی ناشی از اطرافیان وجود دارد، چه افراد خوب و چه افراد بد برای آنها انرژی های افراد حسود ، بدخواه و شرور وجود دارد، اگر این انرژی ها توسط انرژی های مثبت شخص که از تفکر انسان نشات می گیرند حذف نشوند، انسان هر روز اتفاقی ناگوار برایش می افتد.
  • وقت گرانبهای خود را صرف این پرسش نکنید که چرا جهان بهتر از این نیست؟ این کار فقط اتلاف وقت است. سوالی که باید کرد این است که چگونه می توانیم آن را بهتر کنیم؟ برای این سوال جوابی وجود دارد
  • زیبایی فقط به نوع تفکر انسان ها بستگی دارد و انرژی که از تفکر  انسان برای محیط فرستاده می شود، هر جسم یا محیطی که با نوع انرژی انسان هم فاز باشد آن چیز یا محیط زیبا دیده می شود و زیبایی ها معنا پیدا می کنند.
  • اگر می خواهید زیبا جذاب ، دوست داشتنی به نظر برسید، انرژی ساطع شده ، ناشی از رضایت از خود را با قدرت به فضا بفرستید و به ظواهر توجه نکنید.
  • کافی است انسان بتواند با تمرکز بر روی هدفی که دارد انرژی لازم را برای تحریک کردن آن نقاط مورد نظر در مغز را به وجود آورد تا راه حال های مناسب را برای رسیدن به هدفش پیدا بنماید.
  • حضرت علی (ع) می فرماید: وقتی میان جمعی قرار می گیرید و صحبت می کنید ، به گونه ای صحبت نکنید که حسادت جمع برانگیخته شود.
  • حضرت محمد (ع) می فرماید: هیچ گاه چه در خفا و چه در آشکار برای دشمن تان نفرین نکنید زیرا نفرین کردن و حسادت جمع را برانگیختن باعث ایجاد امواج منفی می گردد و معمولا انرژی ناشی از نفرین ، دامن فرد شخص را خواهد گرفت.
  • الکس موریسون می گوید : شما باید اول چیزی را به طور وضوح و روشن در ذهن داشته باشید قبل از اینکه بخواهید آن را انجام دهید ، زیرا چیزی کهدر خاطره شما مجسم می شود نیروی خلاقه "مکانیزم کامیابی" که در درون شماست وظیفه انجام داده و دنیال کردن آن را بهتر از شما که می خواهید به وسیله قوه فاعله آگاه یا نیروی اراده انجام دهید آن را پیگیری خواهد کرد
  • اشتباهی که در زندگی یک فرد آمریکایی ، روسی یا ایرانی رخ می دهد ، تاثیرش بر روی زندگی همه انسان های جهان است ، حتی اگر این تاثیر در حد خیلی کوچک یا قطره باشد
  • در هر حالت و در هر زمان و هر مکانی کار نیک انجام دهید ، بدون انتظار از آنکه جواب آن را از جامعه بگیرید ، مطمئن باشید این کار نیک انرژی اش در فضا ذخیره خواهد شد. "هر که خیر می کند ، پس خیر خویش آغاز کرده است و سودش قبل از دیگران به خودش می رسد" .... تو نیکی می کن و در دجله انداز / که ایزد در بیابانت دهد باز
  • تا به حال با خود فکر کرده اید چرا بیشتر آدم ها دوست دارند زیبا بنظر برسند؟ اولا انسان ها مالکیت را دوست دارند آنها فکر می کنند که با زیبا به نظر رسیدن می توانند مالک کسی شوند و زیبایی خود را وسیله ای برای به بند کشیدن افراد می دانند. ثانیا انسان ها شدیدا از تنها بودن می ترسند ، آنها فکر می کنند اگر یبا باشند بالاخره همدم هایی خواهند داشت که با آنها زندگی را به سر کنند ، زیبایی عاملی است که آنها می توانند دوستان زیادی داشته باشند.
  • شاید بتوان گفت عشق ، دوست داشتن وافر نسبت به کسی یا چیژی ولی بدون دلیل و منطق است.
  • همه ناراحتی های روحی و پریشان بودن انسان ها به دلیل آن است که احساس می کنند مشکلاتشان غیر قابل حل هستند و کسی نیست که آنها را پشتیبانی کد. به همین دلیل افسرده و بی انگیزه ، ناآرام ، خشن و بی هدف می گردند.
  • روزی یکی از عرفای برجسته به نام ابوسعید ابوالخیر با دوستان خود به آآسیابی رسیدند ابوسعید توقف کردندد و مدتی در آنجا ایستادند و سپس فرمودند: می دانید که این آسیاب چه می گوید : رسیدن به انسانیت این است که من می کنم ، درشت می ستانم نرم باز می دهم و گرد خود طواف می کنم ، سفر در خود می کنم تا آنچه نباید از خود دور کنم

  • یکی از مردم شهر
یه چند روزی میشد این فیلم و دانلود کرده بودم ولی وقت نشده بود ببینم تا امروز که بالاخره یه وقتی پیدا شد و دیدم ...

معرفی فیلم

بعضی از دیالوگ های فیلم + بعضی از تفسیرهای من از برخی قسمت های فیلم ... :

  • پسرم هیچ وقت اجازه نده دیگرون خودشون و از تو بالاتر بدونن
  • مدیر مدرسه : پسر شما به دلیل هوش پایین نمیتونه تو مدرسه ما ثبت نام کنه ... مادر : یعنی هیچ راهی نداره .... مدیر : آقای کمپ چطورن !!!  ( احتیاج به توضیح نیست ، خداکنه خلق خدا هیچ وقت احساس نکنه که کسی به کمکش احتیاج داره ، چون اول یاد هوس خودش میفته و احتیاج خودش  )
  • وارد اتوبوس مدرسه شد و هیچ کس بهش جا نداد ، یعنی هیچ کس ازش خوشش نیومد ( برای همه اتفاق افتاده ، از یکسی خیلی خوشت میاد هی میخوای اون و بیاری پیش خودت یا همش کنارش باشی ، یا برعکس از یکی بدت میاد بدون هیچ دلیلی و میخوای که ازش دور شی البته بیشتر این اتفاق تو زمان بچگی میفتاد ولی همین اتفاق چقدر سرنوشت های بعضی بچه هایی که به هر دلیلی تو دل برو نبودن را تغییر داد کسایی که هزار و یک مشکل داشتن که اجازه تو دل برویی بهشون نمی داد )
  • دختر : تو احمقی ، چیزی هستی ؟ ... فارست : مامانم میگه احمق کسیه که کارهای احمقانه انجام بده
  • مامانم میگه معجزه هر روز اتفاق میفته ، بعضی مردم اینجوری فکر نمیکنن ولی براشون اتفاق میفته (این قسمت از فیلم فوق العاده بود یه سری از بچه های مدرسشون هی دنبال این راه میفتادن تا مسخرش کنن و بزننش چون به کمک پای مصنوعی راه میرفت بعد تو همین جریانات یه روز که داشت از دست اینا فرار میگرد متوجه شد که پاش بدون مشکل میتونه حرکت کنه که دلیلش همین تلاش روزانه برای فرار از دست اینا بود این یعنی هر روز معجزه ای در زندگی ما هست)
  • دختر : هیچ فکر کردی در مورد این که میخوای در آینده کی بشی ... فارست : کی بشم ؟ مگه قرار نیست خودم بشم ؟ ... دختر : همیشه خودت میشی فقط یه جور دیگه ای از خودت
  • برادر بودن باید کار سختی باشه !
  • فرمانده : گامپ تنها هدفت تو این ارتش چیه ؟ ...گامپ : فقط دستوراتی که شما میدید را انجام بدم (این ساختار افتضاح تو سربازی رفتنای ما هم هست سر و کله زدن با یه عده آدم بی سواد و عقده ای)
  • دوست خوب چیزی نیست که بتونی تو هر گوشه و کناری پیداش کنی
  • من نمیدونستم ولی قسمت بوده من مامانه تو باشم ...
  • من معتقدم آدم خودش سرنوشت خودش و میسازه فقط باید نهایت استفاده از اونچه خدا بهت داده رو بکنی
  • زندگی یه جعبه شکلاته ، نمیدونی چی ازش نصیبت میشه
  • قبل از اینکه بتونی به جلو حرکت کنی گذشته را پشت سر بزار


واقعا فیلم عالی بود ، نتیجه ای که به نظر من میشه از فیلم گرفت اینه که ما با هر محدودیت و یا کمبودی که داریم به جایی که بخواهیم میتونیم برسیم چون یه چیز بین همه آدمها مشترک هست و اون اینه که توانایی تلاش کردن دارن ... ولی آیا میخوان ؟


مطمئن باشیم تو همه اتفاقاتی که د رزندگی برامون میفته چه بد ، چه خوب ف حتما حکمتی نهفته که در آینده تبدیل به اتفاقی عالی برای ما می شود ...




  • یکی از مردم شهر